مرضيه محمدزاده
1386
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
عاشقان را يك حبيبست و تويى * از ميان بردار آخر اين دويى * ديد محشر را چو در بالاى خون * زورق خود راند در درياى خون در تنش گلزخم خون ، گل كرده بود * در بهار او ، جنون گل كرده بود نخل پير كربلا از پا فتاد * سروها را سرفرازى ياد داد فارغ از اين هستى موهوم شد * عاقبت قربانى قيّوم شد زير لب مىگفت آن دم با حبيب : * يا حبيبى ! يا حبيبى ! يا حبيب ! در غروب آفتاب عمر من * يافت فصل خون كِتاب عمر من اين كتاب از عشق تو شيرازه يافت * اعتبارى بيش از اين اندازه يافت در دل هر قطره خون ، بحرىست ژرف * كار عشقست اين و كارى بس شگرف ! پرده بالا رفت و ديدم هست و نيست * راستى ناديدنيها ديدنىست * * * رجعت سرخ : كربلا را مىسرود اين بار روى نيزهها * با دو صد ايهام معنىدار روى نيزهها نينواى شعر او ، از ناى هفتاد و دو نى * مثل يك ترجيع شد تكرار روى نيزهها چوب خشك نى به هفتاد و دو گل آذين شدهست * لالهها را سر به سر بشمار ! روى نيزهها زخمى داغند اين گلهاى پرپر ، اى نسيم ! * پاى خود آرامتر بگذار روى نيزهها يا بر اين نيزار خون ، امشب متاب اى ماهتاب * يا قدم آهستهتر بردار روى نيزهها قافله در رجعت سرخ است و جاده فتنه جوش * چشم ميرِ كاروان ، بيدار روى نيزهها صوت قرآن است اين يا با خدا در گفتوگوست * روبرو بىپرده در انظار روى نيزهها با برادر گفت زينب : راه دين هموار شد * گرچه راه توست ناهموار روى نيزهها خواهرش بر چوب محمل زد سر خود را كه آه ! * تيرهتر باد از شام تار روى نيزهها اى دليل كاروان ! لختى بران از كوچهها * بلكه افتد سايهى ديوار روى نيزهها زنگيان ، آيينه مىبندند بر نى ، يا خدا * پرده برمىدارد از رخسار روى نيزهها چشم ما آيينه آسا غرق حيرت شد ، چو ديد * آن همه خورشيد اختر بار روى نيزهها * * * يادگار خيمههاى سوخته ! : زينب ! اى شيرازهى ام الكتاب * اى به كام تو ، زبان بو تراب اى بيانت سر به سر طوفان خشم * نوح مىدوزد به طوفان تو چشم در كلامت ؛ هيبت شير خدا * در زبانت ، ذو الفقار مرتضى خطبههايت كرد اى اخت الولى ! * راستى را ، كار شمشير على